4.71/5 (38)

خانم خدمتی عزیز لطفا یک بیوگرافی مختصری از خودتون برای ”رسانه اجتماعی بانوان طلایی” بفرمایید؟

مهناز خدمتی هستم، متولد استان اردبیل. در سن پانزده سالگی  به توصیه خانواده ام با همسرم که اختلاف سنی بالایی داشتم با ایشان داشتم، ازدواج کردم. در سن شانزده سالگی، صاحب یک پسری شدم که معلولیت ذهنی داشت، برای من که یک دختر نوجوانی بودم شرایط خیلی سختی بود، ولی روحیه ام رو از دست ندادم. با همه  مخالفت هایی که از طرف اطرافیانم میشد، ادامه تحصیل دادم. پیگیر درمان پسرم بودم و خدا رو شکر تا حد قابل قبولی پیشرفت حاصل شد و نسبت به قبل بهتر شده.
به مدت هشت سال،  معلم پیش دبستان هستم، خدا رو شاکرم که همسر خوب و زندگی خوبی دارم.

چطور شد که معلمی رو به عنوان شغل انتخاب کردید؟

کاملا اتفاقی بود.
من پسرم رو به دوره های توانبخشی میبردم و در کنار این دوره ها به مهدکودک هم بردم، در مهدکودک پیشنهاد دادن که خودم هم در مهد کودک باشم و مراقب پسرم باشم. در این مدتی که من در مهدکودک حضور داشتم مدیر مهدکودک رفتار من و پسرم رو زیر نظر گرفته بودن، و بعد از مدتی تصمیم گرفتن که من در مهدکودک کار کنم، کار من در مهدکودک شروع شد و چون با بچه ها ارتباط بسیار خوب و قوی داشتم، توانستم در کارم موفق بشم.

 

معلم ها چه تاثیری در روحیه و یادگیری بچه ها دارند؟

به جرات میتونم بگم که بعد از پدر و مادر اثر گذارترین فرد در شخصیت و آینده ی یک کودک، معلم اش هست. رفتار معلم در مقابل بعضی ضعف های کودک میتونه اون رو سر خورده کنه و یا اعتماد به نفس دانش آموز رو بالا ببره.
در این خصوص یک مثالی بزنم، بارها پیش آمده که دانش آموزم در درسی ضعف داشته و پیشم آمده و گفته که نمیتونم انجامش بدم، و من در جوابش گفتم  که میتونی، و بیا انجام بدیم. با حوصله و تشویق توانسته تا حدودی اون کار رو انجام بده و واقعا برق شادی رو در چشمانش دیدم.
شعار همیشه ی من این بوده که بچه ها نگن که نمی تونم، و تقریبا همه ی دانش آموزام این رو حفظ هستن.

 

شما چه آموزش هایی رو تو این سن لازم میدونید و به بچه ها یاد میدید؟

به شخصه چهار چوب آموزشی و کتابی رو برای کودکان این سن، مناسب نمیدونم. بچها با هم خیلی فرق دارن، و یک مدل آموزش قطعا محکوم به شکست میشه.
همیشه کلاس رو با  بگو بخند و گوش دادن به تحلیل بچه ها از موضوع درسی مون آموزش رو شروع کردیم، بدون اینکه تاکید کنم به کتاب توجه کنند بعد از این که موضوع حسابی جا افتاد به سراغ کتاب میریم تا با تمرین ها و نکات کتاب آموزشمون رو تثبیت کنیم. به والدین هم همیشه این توصیه رو داشتم

آشنایی کودک با معنویات درحد درک او، آشنایی باموضوعات زیستی مثل چرخه آب, تغییر فصلها مفهوم خشکسالی و موضوعات تربیتی و روزمره با قصه ها ونکات آموزشی که غیر مستقیم نتیجه حاصل میشه و کودک به موضوع مدنظر پی میبره. آشنایی با شغلهای مختلف و …..

 

خاطره ای از شغل معلمی دارید؟

سرو کله زدن با بچه ها سراسر خاطره است، بعضی شیرین زبونی ها و سوالهای عجیب غریب بچه ها ماندگار هست.
مثلا شاگردی به اسم پرهام داشتم که در کل سال تحصیلی هر چقدر باهاش تمرین کردم قورباغه رو قورغابه تلفظ کرد. ?
و یا شاگردی به اسم هلنا داشتم که همیشه غلط گیر من بود انقدر این دختر حواسش به تک تک حرفها و رفتارهای من بود که کوچکترین حرف و یا رفتارم رو بهم گوشزد میکرد.


تعریف شما از خونه داری چیه؟

خانه داری بنظرم اوج عشق و محبت یک زن به خانوادشه.
در دین ما هیچکدام از کارهای خانه از قبیل غذا  پختن و یا شست و شو و غیره وظیفه زن نیست و زن میتونه آن ها رو انجام نده، اما از روی علاقه ای که به همسر و  فرزندانش داره اینکار رو بدون هیچ چشم داشت و منتی انجام میده.

اوایل زندگیتون سن کمی داشتید، خانه داری براتون سخت نبود؟

بله چون من در سن پایین ازدواج کردم و در خانه پدری مسئولیتی در قبال کارهای خانه رو دوشم نبود، کمی برام مشکل بود و بعضی وقتها از پس خانه داریم به نحو احسن و اونجور که دلم میخواست بر نمی امدم.
همسرم اوایل ازدواج دلسوزانه کمکم میکردن تا اینکه خوب راه افتادم.

بر اساس گفته هاتون در زندگیتون مشکلاتی بوده، چه کار هایی کردید که مشکلات بر زندگیتون غلبه نکنه و زندگی خوبی رو داشته باشید؟

خیلی به خدا و کمک های  خدا اعتقاد دارم،  خیلی روزها کم می آوردم اما این موضوع دلگرمم میکرد که خدا بین این همه هم سن و سالم این فرشته رو برای من فرستاده تا با رسیدگی بهش پیشش عزیزتر بشم و خیلی وقت ها با خودم این بیت رو تکرار می کردم که مایه ی آرامشم میشد:

هرکه دراین درگه مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند

همین آرامشی که داشتم باعث آرامش همسرم و فرزند بیمارم میشد و همچنین در تحصیلم کمکم میکرد تا پیشرفت کنم.

خانم مهناز خدمتی رو چطور شناختید؟

مهنازخدمتی رو دختری با روحیه ی فولادی پشتکار قوی و با ایمان شناختم.

تعریفتون از کلمات زیر رو بیان کنید.

 زن :

زن یعنی فداکار از خود گذشته لطیف و حساس اما قوی حتی قوی تر از مرد

 زندگی :

زندگی بعضی وقتها دست خود آدم نیست که چه جوری میخواد پیش بره اما بیشتر از نود در صدش بستگی به نوع دیدگاه و تلاش ما داره
میشه با تلاش و تصمیم های به موقع مسیر زندگی رو به کل عوض کرد.

عشق :

عشق به عنوان یک محرک در مسیر آدم میتونه عمل کنه
مثلا عشق من به فرزندم اجازه نداد سن کمم مانع رسیدگی بهش بشه.
عشقم به خدا باعث تقویت روحیه و پیشرفتم بشه

 موفقیت :

موفقیت هرگز شانسی نیست بلکه اکتسابی هست و باید براش تلاش کنی

 خوشبختی :

خوشبختی از نظرهرکسی تعریف مختلفی داره و بستگی به زاویه ی دید شخص داره
زندگی من یک زندگی هست که کاملا معمولیه همسرم کارگر هستند و از نظر مالی در حد گذران زندگی هستیم
اما آرامش علاقه و تلاش باعث میشه که مشکلات مالی هم حل میشه و تبدیل به معضل برایمان نشده
خوشبختی یعنی بعد از چهارده سال زندگی مشترک از خودم تا حدودی راضی هستم اما هنوز با خود آرمانیم فاصله دارم و برای رسیدن بهش تلاش میکنم.

 و حرف آخر ..

انسان باید خودش رو مثل یک الماس بدونه با ارزش و مهم
اما سختیهای قبل الماس شدنش رو باید به جون بخره الماس زغال سنگی هست که سختی و رنج اون رو تبدیل به الماس کرده
همیشه اینجوری نیست که آدمی تو بهترین شرایط به خیلی جاها برسه بعضی وقتها هم باید کمر تلاش و همت ببنده و خودش به کمک خدا مسیر زندگی شو عوض کنه
روزگاری بود هر کسی من رو میدید دلش میسوخت، و دوست نداشت لحظه ای خودش رو جای من بگذاره ولی امروز همان ها میگن خوشبحالت که به اینجا رسیدی.
جمله ی شعاری که من واقعا بهش رسیدم

“تلاش رمز موفقیت است”

امیدواریم در بانوی طلایی شاهد موفقیت های روز افزون شما باشیم.

امتیاز به بانوی شرکت کننده | ابتدا ستاره های مورد نظر را انتخاب کرده و بعد روی دکمه ثبت امتیاز کلیک کنید. توجه کنید بعد از ثبت امکان تغییر امتیاز وجود ندارد.