4.83/5 (23)

خانم فرخی لطفا یک بیوگرافی مختصری از خودتون برای رسانه اجتماعی بانوی طلایی بفرمایید؟

فاطمه فرخی هستم.  فارغ التحصیل رشته حقوق، علاقه ای به کار معلمی و  تدریس داشتم، که متاسفانه نشد که در شغل انبیا فعالیت داشته باشم.
بعد از فارغ التحصیلی بیشتر به سمت وکالت و قضاوت سوق داده شدم، در این راستا باز هم حس شیرین تدریس در ذهن و فکرم رو به رشد بود، تصمیم گرفتم که این علاقه ام را توسعه بدم. به مربی گری پرداختم و در زمینه های مختلفی از جمله قرآن، کلاس های جانبی هنری، بافتنی، ورزش، زبان انگلیسی، احکام و امام شناسی، گرفتن مراسم جشن و شهادت امامان معصوم، آگاهی از مسائل روز و مربوطه به کودکان مناطق روستا و یا محروم به تدریس پرداختم.

چی شد که تصمیم به این کار گرفتید؟

از زمانی که بخاطر میارم، دغدغه ی خوب بودن و دیگران را هم به خوبی دعوت کردن را داشتم. به همین دلیل همیشه در هر مقطع یا مکانی که بودم، ترجیح دادم یک کاری انجام دهم که متناسب با همان موقعیت باشد. مثلا در جمع خانوادگی و فامیل که بزرگترها به فکر خودشان و حرفای خود بودند، بنده به فکر بچه ها بودم. بدین صورت که برای آنها قصه های مفید قرآنی، تاریخی و شعر و… می خواندم. خوب که فکر کردم، علی رغم مکان ها و شرایط مختلف، بهترین سن کودکان و نوجوانان و بهترین سنگر، مسجد و مناطق محروم تر روستا را برای کار انتخاب کردم. علاوه بر مکان ها و سایر کار فرهنگی ها، فعالیت اصلی خودم را با مجوز رسمی کانون فرهنگی مساجد زیر نظر وزارت کشور آغاز کردم. چند دوره ی مربیگری در تهران و قم و مشهد مقدس دیدم و اکنون هم در سایت کشوری طرح حکمت فعال هستم.

 

در سطح آموزش چه ملاکهایی را برای یادگیری و فرهنگسازی درنظر دارید؟

به اصول و چارچوب دین اسلام پایبند بودن، علی رقم وجود مشکلات قدر کشور و امنیت را دانستن، مدیون خون شهدا بودن، که البته این مسائل در هر رده ی سنی زبان گفتارش متفاوت است ، مثلا برای کوچیک ترها بیشتر در قالب شعر و ارزش گذاری است. به طور کل روش خوب زیستن، اخلاقیات، توقع کم از پدر مادر، روحیه قناعت، بحث در مورد آینده و شغل، داشتن دغدغه در جامعه و بی تفاوت نبودن به قشر ضعیف تر، به قهرمانان ملی و تاریخی در هر زمینه رجوع کردن و الگوی خود قراردادن، نحوه ی برخوردهای اجتماعی ، باهم دوست و همدل بودن، به اردوهای خارج از شهربردن و داشتن یکسری رفتارهای عملی و آموزش، انجام دادن اعمال دینی و نماز و… ، اهل مسجد بودن .

 

از کلاس ها تا چه حدی استقبال شده است؟

استقبال خیلی خوب بوده. یک عده از ابتدای کار استقبال کردند، اما سختی هایی وجود داشت و کم کم به علت تاثیری که بر روی بچه ها گذاشت بقیه هم علاقمند شدند. طوری که کودکی که به عنوان مهمان در کلاس شرکت میکرد، مشتاق می شد که درکلاس ها حضور داشته باشد.
شرکت دراین کلاسها تاثیراتی هم برروی بچه ها داشته طوری که طبق گفته ی والدین، بچه ها برای خرید نه اصرار و اصراف می کنند و نه کالای غیر ایرانی خرید می کنند.

ازچه شیوه ای برای تدریس استفاده می کنید و آیا این شیوه با توجه به مرور زمان تغییر میکند؟

برای پاسخ دادن به این سوال از گفته رهبرمون شروع میکنم:

رهبر انقلاب می فرمایند: شما که در آفرینش هنری خودتان، کودک را مخاطب قرار میدهید، بدانید درست روی نقطه ‌ی اصلی حرکت میکنید. آن کسی میتواند از کار خود خشنود و از رضای الهی خاطر جمع باشد که خلأِ لحظه را پر کند. کار برای کودکان و نوجوانان در حقیقت برای آینده، برای خانواده‌ها، برای کشور و تاریخ است.
برای کودکان بیشتر در قالب شعر و همخوانی سوره های داستانی قرآن با آیه های کمتر و همینطور نقاشی موضوعی و مفهومی برای ماندگاری در ذهن کودکان به کارگرفته می شود. به طور کل روش در دوره های مختلف تغییر مشهودی نداشته، چون اصل قضیه رعایت نکات و پایه گذاری است، و باتوجه به تغییر رده ی سنی کودکان ناخودآگاه مسائل و قالب بیان تغییر می کند و دچار تکراری بودن مطالب و آموزش ها نمی شوند. به نظر من قشنگی کار در این است که به امید خدا این حالت مثل یه چشمه تا ابد جوشان است و ادامه خواهد داشت، چون مدام در حال تکثیر شدن است، طوری که در میان سن بالاتر یعنی همون ۱۴ سال آموزش به رده ی سنی کوچیک تر توسط آنها انجام می شود. گاهی آموزش نقاشی ، گاهی قرآن و گاهی در زمینه مهدویت ، تفاوت دعای فرج و سلامتی امام زمان(عج)، و مهمتر اینکه بچه ها را فرشته و مبلغ کوچک خانواده نامگذاری کردم تا این آموخته ها را نشر دهند. آداب غذا خوردن ، چه دینی چه اجتماعی، رعایت نکات بهداشتی و مسواک و …
والدین هم بیان میکنند که این آموزش ها خیلی مفید بوده  و بیشتر آموزشهای کلاس را انجام می دهند، چون قبل ازهر چیز جدا از مربی بودن بنده با تک تک بچه ها مثل یک دوست هستم و همه ی بچه ها من را آبجی فاطمه خطاب می کنند. که همه این ها لطف  خداوند است.

در این مسیر چه انتظاراتی از خودتان دارید؟

در درجه ی اول اینکه خداوند این کار را قبول کند.  و اینکه دوست دارم واقعا پیشرفت کنم، بتوانم همیشه در این مسیر باشم. و اثرات و نتایج کار و رضایت ها را ببینم، و اینکه واقعا مسئولان حمایت کنند تا بتوانم بهتر انجام وظیفه کنم.

انجام این فعالیت تا چه حدی در زندگی خودتان تاثیر داشته است؟

میتوانم بگویم خیلی. از آنجا که هدفم این بوده که بتوانم کاری مفید انجام دهم و هم اکنون با دیدن رضایت والدین از فرزندانشان که بیشتر از قبل شده است و به ویژه اینکه میزان اطلاعات کودکان بالارفته است، این احساس  روی بنده هم تاثیر داشته و ناخودآگاه زندگی شخصی شادتری خواهم داشت و نکته قابل توجه تر اینکه وقتی کلامی بااعتقاد واقعی و ازعمق دل باشد قطعا بر دل هم خواهد نشست. آموزه های بنده بهترین های دین و گفته ی خدا و خوبانش است. در اصل اینکه همین صحبت های کلاسی باعث شده تلنگری برای زندگی شخصی خود باشد که به آنها عمل کنم.

در این مسیر موفقیت با مشکلاتی هم مواجه شده اید؟

بخشی از انجام فعالیت ها مربوط به دوران مجردی بوده و به تبع مسئولیتم در زندگی کمتر بوده و تداخلی نداشته. مدتی هم که متأهل شدم، هیچ تداخلی به وجود نیامده و دلیل اصلی آن لطف خدا و همکاری همسرم بوده است ، چراکه موافق با این فعالیت ها هستند و بنده طوری برنامه ریزی داشتم که هرچیزی را درزمان مخصوص به خود انجام دهم. مثلا تنظیم ساعت کلاس ها و روز برگزاری آنها. بطور کل بخاطر برنامه ریزی های لازم و داشتن عقیده هماهنگ با همسرم تداخل خاصی بوجود نیامده و همین مسئله انگیزه ی من را برای انجام وظیفه بیشتر کرده است.

نسبت میزان علاقه ی بانوان درمطالعه در چه سطحی قرار دارد؟

به نسبت خوبه . کتابخانه ای درست کردم و کتاب های مختلف و جدید تری رو در اختیار خانم ها قرار دادم . از جمله برنامه های کانون اتفاقا در همین راستا است، کتاب خوانی و مطالعه بین بچه و والدین . بدین صورت که گاهی در ساعتی از کلاس برای بچه ها کتاب خوانده شود . گاهی خود بچه ها کتاب ها را ببرند و مطالعه کنند و بعد ازمطالعه به صورت حلقه ای برای هم در کلاس اصل موضوع و نکاتش را توضیح دهند، تا بدین صورت هرشخص از چند کتاب مطلب یاد گرفته و قدرت بیانش بالا رود . والدین هم جدا کتاب به امانت می برند و مکلف هستند با توجه به حجم کاری و زندگی روستایی درطی روزهای مشخص شده مثلا دو هفته یا کمتر کتاب را مطالعه کنند و یک تا دو بند از کتاب رو بنویسند و فرزندانشان به کلاس آورده و معرف کتاب باشند ودرواقع توضیح دهند.

نهاد یا سازمانی از زمینه ی فعالیتی شما حمایت می کنند؟

درکل همیاری مردم خیلی بهتر و امیدوارکننده تر است. در واقع خیلی علاقه دارند. در زمینه کتابخانه به یکی از والدین مسئولیت دادم که وقتی روستا نیستم کتاب به امانت بدهند .در جشن ها و روضه ها هم کمک میکنند. در مورد سازمان هم ، کانون مساجد استان نیز بعد از فرستادن گزارش کار کمک میکنند البته نسبت به قبل کمتر شده است.

به جزاین فعالیت درزمینه ی دیگری هم مشغول به کار هستید؟

فعالیت های جانبی هم انجام می دهم اما اینچنین منسجم ، دائمی و حضوری نیست. خب همین سایت کشوری و همایش که عرض کردم ، فعالیت های بسته بندی مواد غذایی برای نیازمندان.

با وجود فعالیت هایی که انجام می دهید چطور به مسائل خانه هم رسیدگی میکنید؟

به نظرمن وقتی راهی درست باشد ، مسیر برای حرکت خیلی مهیا تر است. وقتی انسان دغدغه داشته باشد آرام و قرار ندارد برای همین ترجیح میدهد از خودش هم مایه گذارد تا بتواند مفید واقع شود. بنده در زندگی متأهلی اول مدیون همسرم هستم که با درک بالا کمک حال روح و جسم و وقت بنده هستند. به نظرمن مهمترین بخش همان رضایت همسر است که کارها را می توان با برنامه ریزی درست پیش برد. و ساعت کلاسها را بسته به زمان شغل همسر طوری تنظیم می کنم  که درتضاد برنامه ی زندگی نباشد و به کارهای منزل برسم که الحمدالله تا الان هیچ مشکلی پیش نیامده است و به همین دلیل باعث می شود که ازلحاظ فکری دغدغه ای نداشته باشم. از طرفی وقتی اثرات مفید درنتایج کار و شادی بچه ها و رضایت والدین مشاهده میشود این علاقه هم فزونی میگیرد.

تعریف شما درمورد خانه داری چیست ؟

راستش بنده همیشه عقیده دارم که باید گفت شغل شریف خانه داری،  چون یک خانم ذاتا برای محیطی چون داخل خانه آفریده شده و با طبع لطیف همسرانه و مادرانه مانند یک گلی که باید در محیطی آرام و حفاظت شده رشد و نگهداری صورت گیرد. خانمی که میتواند در همان محیط خانه ، با کمک خداوند بهترین فرزندان رو تربیت کند و وارد اجتماع کند. این به معنای محدودیت یک خانم نیست بلکه این اصالت یک بانو را میرساند و خانم توانایی که فعالیت اجتماعی هم دارد به معنای کوتاهی در محیط خانه نیست. این صحبت ها برای بانوانی میتواند مفید باشد که شغل خاصی ندارند و دچار تنش امروزه شده اند که همه فکر میکنند اگر در محیط خانه باشند و شغلی در اجتماع دارا نباشند زندگی هیچ ارزشی ندارد ،درحالی که این تصور کاملا غلط است . باید با دیدی زیبا و ارزشمند و به عنوان یک شغل به خانه داری نگاه کرد . آن هم شغل و وظیفه ای خطیر که بقیه امور حول همین محور می چرخند . بنده در وهله ی اول ترجیح دادم  که در زندگی رضایت همسرم حفظ و تأمین شود سپس فعالیت های دیگری داشته باشم .

برای آینده چه اهدافی در نظر دارید؟

با آگاهی و معرفت بیشترمسیر را ادامه دهم.  اگرخدا بخواهد درکار و شغل فرهنگی فعالیتی مفید داسته باشم و تلاش کنم تا سایر ابعاد زندگی را هم درهمین جهت برنامه ریزی کنم.

توصیه و صحبتی با بانوان سرزمینمون دارید؟

اینکه در درجه ی اول به بانو بودن آن هم بانوی ایرانی بودن افتخارکنند و غرور بورزند و قدرارزش ها و دارایی ها و امتیازات خود را بدانند. هیچوقت به صرف حضور در اجتماع  اصلی ترین بنیان زندگی و خانواده را فدا نکنند و کم نگذارند . بهترین ها و پرانرژی ترین حالات را در خانواده داشته باشند تا جامعه ای آباد نصیبمان شود .و اینکه در هر حال و شرایطی هستند دلسردی به خودشان راه ندهند. بانوی ایرانی وجود ندارد که هنر وخلاقیت و توانایی نداشته باشد . نقطه قوت خودشان را هرچه که هست پیدا کنند و ان شاءالله در پرورش درست آن تلاش کنند . برای تمام بانوان سرزمینم دعا و آرزوی شادی و سلامتی و اهداف خدایی تاهمیشه دارم.

تعریفتون از کلمات زیربفرمایید ؟

زن:

زن نشانه ی قداست ، حیا و گوهر و پایه ی زندگی و نظام اجتماعی . برترین زن عالم حضرت فاطمه زهرا(س)هستند که اگر قدرشناس باشیم و انجام وظیفه کنیم ، بهترین و کامل ترین الگو درتمام زمینه ها هستند.

زندگی:

وقتی که کلمه زندگی را می شنوم، ناخودآگاه یاد دو بخش می افتم، زندگی مقطعی این دنیا و زندگی در سرای آ خرت و جاودان .زندگی را همیشه با عنوان نیم رخ حادثه ها یاد میکنم و به نظرم زندگی به طور کل با تمام سختی ها و مشکلات شیرین است. زندگی یک فرصت است، فرصتی است برای خوب بودن ، تلاش ،اثبات کردن ، یاد گرفتن، نام نیکو بر جا گذاشتن، زندگی یک فرصت ناب و لطف خداست . این ما هستیم که با کدام دید نظاره گر باشیم و کدام دریچه را گشودیم.

عشق:

وسعت نگاه و علاقه انسان به چیزی یا کسی . عشق چیزی است که انسان را وادار به حرکت و زنده ماندن میکند. حاصل عشق انگیزه است.

موفقیت:

موفقیت حاصل تلاش ها و دوندگی های ماست. شخص ازهدف راکد و تهی از تلاش و انگیزه به موفقیت نخواهد رسید. موفقیت نقطه ی رسیدن هر تلاشگری است.

خوشبختی:

خوشبختی یعنی اوج رضایت. رضایت از هر چیز و موقعیتی که داریم. خوشبختی تعریف و حد و نوع خاص و مشخصی ندارد، خوشبختی نگاه و تفسیرما ازحال و روزمان است .

 

خودتون را چطور شناختید؟

به طور کل همیشه دوست دارم  در درجه ی اول معرفت و اخلاقیات خودم را پرورش دهم و بتوانم شخص مفیدی چه در اجتماع چه در خانواده به عنوان فرزند و چه اکنون در نقش همسری باشم. اینکه پیشرفت کنم، شخص فعال و شادابی باشم  و بنظرم این موارد را تا حد خاصی توانستم که باشم. شخصی دغدغه مند و در پی رفع مشکلات اشخاصی که توانایی آن را دارم ، ولی در حد نشستن پای صحبت و درد دل دوستی ، اعضای خانواده ای و …

 

حرف آخر…

خوشحالم از وجود چنین بخش و مسابقه ی بانوی طلایی که فرصت و بستری برای بانوان سرزمینمون فراهم شده که بتوانند با بخشی از توانایی و فعالیت همدیگر آشنا شوند. و خدا قوت به تمام عزیزانی مثل شما که زحمت هماهنگی ها را میکشید. تشکر میکنم از اعضای خانواده ام که همیشه هموار کننده ی راه درست و فعالیت های خدایی بنده بودند و به ویژه در شرایط فعلی از همسرعزیزم که مشوق و پشتیبان ادامه ی مسیربرای من هستند.

امتیاز به بانوی شرکت کننده | ابتدا ستاره های مورد نظر را انتخاب کرده و بعد روی دکمه ثبت امتیاز کلیک کنید. توجه کنید بعد از ثبت امکان تغییر امتیاز وجود ندارد.