4.6/5 (5)

 خانم زارع سلام. لطفا خودتون رو برای مخاطبان رسانه بانوی طلایی معرفی کنید.

فاطمه زارع هستم ۳۱ ساله از استان اردبیل. رشته  مخاطرات آب و هوایی از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شدم و در زمینه تحصیلیم شغلی ندارم.

من به کلاس های سفالگری میرفتم و عضو گروه کر روشندلان بودم. آینه کاری هم انجام میدم و در زمینه فرهنگی فعالیت داوطلبانه داشتم. در زمینه ورزشی هم در رشته تیر اندازی و صخره نوردی فعالیت داشتم و در بخش دفاع شخصی مدرک مربی گری دارم میگیرم.

پدرم کارگاه طلاسازی دارن  ۲۰ سال پیش پدرم با سرمایه اندک کارگاهی در زیر زمین خونه مون تاسیس کردن، تقریبا از بچگی  من و خواهرم و برادرم در کارگاه پدرم  کار میکنیم. من و خواهرم کارهای مربوط به طراحی و لحیم کاری و ظریف کاری رو انجام میدادیم.

ولی به دلیل رکود بازار طلا کار ما هم خیلی کم شده و تقریبا بیکار شدیم.

چون کار ما تو بخش ساخت طلا بود و خودش یک کار هنری هست ولی بیشتر سودش برای طلا فروشان میشه که مغازه دارند و محصولات مارو میفروشن.

 

چی شد که تصمیم گرفتین در زمینه محتوا فعالیت داشته باشید؟

تو کتابخانه برای فوق لیسانسم درس می خوندم که با بخش روشندلان آشنا شدم. احساس کردم که می تونم برای این عزیزان کاری انجام بدم. الان حدود ۴ سال هست که این کار رو میکنم.

در بخش روشندلان اردبیل فقط من هستم که به طور فشرده کار میکنم و هیچ کس این کار رو انجام نمیده. خیلی از دانشجویان نابینا به واسطه من تونستن مدرک بگیرند و من از این جهت خیلی خوشحالم که تونستم کار مفیدی برای این عزیزان انجام بدم و مشکل اون ها رو حل کنم.

 

از احساستون تو زمینه فعالیت های فرهنگی بگید؟

در کتابخانه مرکزی اردبیل در بخش روشندلان که مختص نابینایان دانشجو هست من دانشجویانی که نابینا هستن و نمیتونن کتاب بخونن، تمام کتابهای درسی شون رو به طور صوتی ضبط و گویندگی میکنم و در اختیارشان قرار میدهم و این کار را به صورت خیلی فشرده، کاملا داوطلبانه و بدون هیچ چشم داشتی و صرفا برای آرامش خودم و رضای خدا انجام میدم.

با این کار به نوعی خودمو تخلیه میکردم و تمام استرس ها و نگرانی هامو با انجام این کار خیر بیرون می ریختم. حس آرامش درونی در خودم احساس میکردم. حس رضایت از کاری که میکنم. حس مفید بودن برای قشر نابینای دانشجو و حس اینکه من در موفقیت اون ها سهیم هستم.

حتی خانواده من و اطرافیانم خیلی میگفتن این چه کاریه. نه پولی میدن نه حتی یه جایزه خوبی برای اینکار. پس چرا ادامه میدی ولی من بازم ادامه میدادم و نظر دیگران برام مهم نبود.

تو درسهام اختلال ایجاد میشد ولی سعی میکردم پشتکار داشته باشم که بتونم به همشون برسم. من کلا پشتکارم زیاده و به واسطه پشتکارم تونستم اینکار رو بکنم. ?

لوح تقدیر از بانو فاطمه زارعی

کل کتاب های درسی رو بخونین و ضبط کنین اونم به تنهایی.  براتون سخت نبود؟

بله تنهایی به شدت سخت بود کتاب های ضخیم ۳۰۰ یا ۴۰۰ صفحه ای رو مجبور بودم در عرض سه روز بخونم .از صبح میرفتم و شب ساعت ۱۰ به زور نگهبان از کتابخونه بیرونم میکرد. تارهای صوتیم به شدت اذیت میشد که مجبور میشدم همیشه فلاکس آب گرم با خودم ببرم. از طرف دیگه باید درسهای خودم رو هم همزمان میخوندم. البته خواندن کتابها در بخش ها و رشته هلی مختلف تحصیلی تهیه میشه.

 

شده که تو شرایط سختی هم قرار بگیرین؟

بله اتفاقا خیلی بد. مثلا زمان دفاع از پایان نامه ام که داشتم پایان نامه مینوشتم. من تبریز درس میخوندم و برای چند روز استراحت که به اردبیل می اومدم، بازم شروع میکردم کتاب ها رو صوتی کنم. چون همزمان با امتحانات من امتحانات  اونها هم بود. بالاخره باید تو اون زمان طلایی هم درس های خودم رو و هم درس های روشندلان عزیز رو می خوندم.

 

براتون آرزوی موفقیت میکنم.

از کلاس ها و دوره ها که رفتین  بگید؟

من سفالگری خیلی علاقه داشتم و دوست داشتم که یاد بگیرم تو کلاس سفالگری شرکت کردم.

اولین کار سفالگریمو فراموش نمیکنم مربی مون گفت هر چی که به ذهنتون میرسه درست کنید منم میخواستم یه کار خارق العاده درست کنم ولی خروجیش شبیه پارچ شد??.

بعد از از اینکه مدرک مقدماتی سفالگریمو گرفتم . متاسفانه دیگه  انجام ندادم.

یکی از دوستام که آینه کاری بلد بودن و کار میکردن، آینه کاری رو  پیش ایشون یاد گرفتم و شروع به کار کردم. یادمه سپاه قرار بود نمایشگاه بزنه.

این نمایشگاه در مورد دستاوردهای زنان توانمند استان اردبیل زیر نظر سپاه برگزار شد و دوستم که خودش متولی برگزاری نمایشگاه بود غرفه ای به ما داد و ما آثار آیینه کاری رو آنجا در معرض نمایش و فروش گذاشتیم.

 

تو بخش ورزش، تیر اندازی قبلا کار میکردم، کار با تپانچه و تفنگ بادی. دو سال تیراندازی کار کردم و  سه سال صخره نوردی و کوه نوردی.

در تیر اندازی من در باشگاه ثبت نام کردم و به مدت دو سال این رشته رو ادامه دادم در مسابقات داخل سالن چند بار نفر اول شدم انگیزه زیادی برای ادامه رشته تیر اندازی در بخش تفنگ بادی و تپانچه داشتم ولی چون هیچ امکاناتی به ما داده نمیشد من و بقیه دوستانم از این ورزش کناره گیری کردیم.

من در زمینه صخره نوردی و کوه نوردی سه سال فعالیت کردم. کوه سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر  که در استان اردبیل واقع هست تونستم فتح کنم و در صخره نوردی در مسابقه کشوری که در استان زنجان برگزار شد شرکت کردیم ولی تیم ما مقامی به دست نیاورد یک سال بعد از اون مسابقه از این حرفه کناره گیری کردیم چون به ورزش بانوان اهمیت نمیدادند.

و در بخش دفاع شخصی درحال آموزشم  که به امید خدا ۲ ماه دیگ (فروردین ۹۷) مدرک مربیگری میگیرم .

در زمینه فرهنگی به صورت داوطلبانه کار میکنم، وقتی که تو این زمینه فعالیت میکنم، حتی حالم هم بد باشه با انجام این کار حس خوبی بهم دست میده و حالم خوب میشه و انرژی میگیرم.

 

از مشکلات ورزشی خودتون هم بگید؟

ما چند بار با مدیر کل ورزش استان و مربی هامون جلسه گذاشتیم، نامه نوشتیم ولی حتی کمترین امکانات هم بهمون نمیدادن.

فکر کنید برای تیر انداری به ما فشنگ و ساچمه نمیدادن. یا در صخره نوردی کفش پاره باید میپوشیدیم.

فقط سعی کنن همون امکاناتی که برای آقایان میدن برای بانوان هم باشه. خیلی تبعیض قایل میشن. اگر به ورزش بانوان بها داده بشه، خیلی هایی که استعداد دارن کنار نمیکشن و دلسرد نمیشن و مقام های خوبی برای کشورمون میارن. من خودم با اینکه استعداد در زمینه تیر اندازی داشتم ولی دلسرد شدم و کنار گذاشتم. دوستام هم همینطور. باید به توانمندی خانم ها تو ورزش هم توجه بشه.

 

درباره چند تا کلمه میشه تعریف خودتون رو برامون بگین؟

هنر

زاییده تفکر و احساسات آدما

زندگی

غیر قابل پیش بینی و پر از تضاد و ناهمواری

زن

مظهر عشق و مهربانی و از خود گذشتگی و تجلی نور الهی

موفقیت

شیرین ولی سخت و گاهی نشدنی

خوشبختی

حس خوب ولی کم دوام

خودتون رو در یک جمله توصیف کنید.

من خیلی صاف و ساده، بی شیله پیله، زود باور و زود رنج هستم.

چه توصیه ای به سایر بانوان دارین.

من توصیه میکنم که بانوان عزیز کشورمون سعی کنن خودشون رو قوی کنن تا بتونن مستقل تر عمل کنن و سعی کنن مهارت ها و آگاهی شون رو افزایش بدن تا در جامعه کمتر شاهد تبعیض بین زن و مرد باشیم.

 

حرف آخر شما …

ما انسانها باید سعی کنیم تا عمر داریم در خدمت همدیگر باشیم. و هرگز باعث رنجش همدیگر و شکستن دل همدیگر نشویم و برای هم آرزوهای خوب داشته باشیم.

و از خدای بزرگم ممنونم که همیشه هوامو داره و همچنین از پدر و مادر عزیزم که در سخت ترین شرایط همراهم بودند و تنهام نذاشتن.

و از مجموعه بانوی طلایی هم ممنونم که این رسانه رو ایجاد کردین تا باعث شناخته شدن بانوان و مهارت بانوان بشه و ایجاد انگیزه ای برای بانوان دیگه باشه.

در پناه ایزد منان

امتیاز به بانوی شرکت کننده | ابتدا ستاره های مورد نظر را انتخاب کرده و بعد روی دکمه ثبت امتیاز کلیک کنید. توجه کنید بعد از ثبت امکان تغییر امتیاز وجود ندارد.