بانو تهمینه ناجی، مدرس و مشاور خانواده هستند. ایشان با تاسیس بنیاد مردم نهاد کوثر، گامی بزرگ در جهت بهبود فرهنگ خانواده  در جامعه برداشته اند. ایشان با برگزاری کلاس ها، کارگاهها و اردوهای مختلف با محوریت شاداب سازی خانواده برای بانوان، فرهنگ شاد زیستن و خوب زندگی کردن را در جامعه احیا میکنند.

خانم ناجی لطفا خودتان را برای مخاطبان “رسانه اجتماعی بانوی طلایی” معرفی کنید.

تهمینه ناجی، متولد خلخال، با همت و یاری خدا مشاور و مدرس خانواده، و موسس بنیاد مردم نهاد کوثر هستم. سال ۶۲ با ازدواج به شهرزنجان آمدم و بسیار خوشحالم که زندگی اینگونه رقم خورد. ۴ فرزند دارم و فرزند ارشدم مهندس نقشه برداری، فرزند دومم روانشناس هستند و کلینیک مشاوره دارند، فرزند سومم کارشناسی گرافیک و فرزند آخرم دانش آموز دبیرستان هستند. بنا به شرایطی که در زندگی پیش آمد در بدو آغاز زندگی مشترک، نتوانستم به دانشگاه بروم ولی به صورت غیرحضوری در جامعه الزهرای قم تحصیل کردم و تا سطح ۲ ادامه دادم و هم اکنون هم دانشجوی رشته مشاوره هستم.

بنیاد مردم نهاد “کوثر” چگونه شکل گرفت ؟

بنیاد مردم نهاد (سمن) کوثر از سال ۷۴ فعالیت خود را آغازکرد. با پیشنهاد همسر مرحومم که گفتند بسیار خوب است که من با توجه رشته ی تحصیلی ام خانم های محله را تحت پوشش قرار دهم، که کلید آغاز این کار بود. جلسات هفتگی به شکل پرسش و پاسخ و مسائل دینی شروع شد و با همراهی خانم ها بسیار خوشنام شد. این فعالیت ها گسترش یافت و سمن کوثر ثبت شد. کلاس ها و برنامه های مرکز برای بانوان بسیار مفید بوده است. مهم ترین برند کوثر، همکاری با سمن های دیگر است. بیشترین همکاری درحوزه ی آسیب های اجتماعی و مهارت های زندگی است که با آموزش و پرورش ، دفتر مبارزه با مواد مخدر، استانداری، دادگستری، زندان زنان، موسسات خیریه و سمن هایی که در حوزه کودکان کار فعالیت میکنند، است.

در زمینه بانوان چه فعالیت هایی انجام میدهید؟

محور فعالیت ما بانوان هستند. فعالیت های این مرکز شامل آموزش مهارت های زندگی، اردوها، مسابقات مختلف از جمله کتابخوانی، برگزاری بازارچه و جشن های مختلف است که محوریت اینها شاداب سازی خانواده هاست.

مطالعه چه جایگاهی در زندگیتان دارد و بیشتر چه کتابهایی مطالعه میکنید؟

مطالعه جایگاه بسیار بالایی در زندگی من و فرزندانم دارد. دکور خانه ما بوفه واشیای دکوری نیست، بلکه کتابخانه و کتاب است. مطالعه یکی از رویکردهای اصلی زندگیمان است. چون مدرس هستم، اولین نیازم مطالعه است و دائما در حال مطالعه هستم و بیشترین محوریت مطالعه ام در حوزه مسائل دینی و تفسیرقرآن و تربیت دینی و در حوزه ی دوم مشاوره و مطالعه رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی است.

چقدر به جوانان و خواسته هایشان توجه دارید؟ دوست دارید تجارب و آموخته های خودتان را در اختیارشان قرار دهید ؟

بنده همیشه با جوانان در ارتباط بودم و علاقه ی خاصی به حوزه جوانان و افکار و تمایلاتشان دارم. در مدرسه همیشه بیشترین ارتباط را با دانش آموزان دارم و محرم اسرارشان هستم. به قول وجود مقدس آقا امیرالمومنین(ع) که می فرمایند: جوان ها را دریابید که اگر شما آنهارا درنیابید، دشمن آنها را در خواهد یافت. لذا باید به جوانان و توانمندی هایشان بیشتر توجه کنیم زیرا جوانان، هم صاحب نظرند، هم علمشان به روز است و هم در حوزه ی اندیشه، تفکر و تعمق دارند.

چه فعالیت هایی در کنار فعالیت اصلی خودتان انجام میدهید؟

چون محل فعالیتم طبقه پایین منزل مسکونی میباشد، هیچ تفکیکی بین فعالیت های اصلی و غیر اصلی ام وجود ندارد زیرا همه فعالیت هایم در حوزه فعالیت های مرکز میباشد.

مشکلات و موانعی که در زندگی بوجود می آید، را چگونه حل میکنید؟

“خَلَقَ الانسانَ فی کًبَد” انسان در رنج آفریده شده است و زندگی با وجود این سختی ها زیباست. یکی از مباحثی که در کلاس ها مطرح میکنم، تاب آوری ست. لذا من در حوزه ی تاب آوری اول خودم را الگو قرار میدهم و در مواجه با مشکلات خودم با خودم کار میکنم تا بتوانم روی دیگران هم تاثیرگذار باشم. این جمله همیشه در لوح ذهنم هست که بزرگترین اقیانوس، آرام است، اگر میخواهی بزرگ باشی پس باید آرام باشی. من همیشه مشکلاتم را با آرامش حل میکنم و “اَلا بِذکرِالله تَطمَئنُ القلوب”

اصول اخلاقی کاریتان چگونه است؟

اصول اخلاقی کارم این است که سعی میکنم  با خودشیفتگی، باعث آزار دیگران نشوم، سعی میکنم محوریت کارم انسانی و اسلامی باشد. لذا اگر دیدگاه و نظری دارم تغییرات را از خودم شروع میکنم و دیگران را زیر سوال نمیبرم.( در حوزه ی اشتباهات دیگران، آنهارا سرزنش نکن، بلکه ۷۲ علت برای کارهای دیگران بیاور، اگر قانع نشدی تصامح و تغافل پیشه کن)

آینده خودتان را چگونه میبینید؟ ده سال دیگر خودتان را در چه جایگاهی میبینید؟

یکی از ویژگی های رفتاریم این است که حسرت یک ساعت قبل، یک روز قبل و یک سال قبل را نمیخورم. همواره امروز را بیشتر از دیروز دوست داشتم لذا در آینده به حول قوه ی الهی خودم را همچنان توانمند در خدمت به فرهنگ جامعه میبینم.

در اوقات فراغتتان معمولا چه کارهایی انجام میدهید؟

اوقات فراغتی ندارم چون کار بهترین تفریح است. اوقات فراغتم همان برنامه های کانون است که با همراهی بانوان انجام میشود.

تا چه حد به شاد کردن خودتان و زندگیتان تلاش میکنید؟

در کل انسان شادی هستم و محوریت کارهایم شاد است. وقتی به یک بیمار سرطانی سر میزنم و با او وقت میگذارنم یا زمانیکه اشک را از گوشه چشم یتیمی پاک میکنم، برایم شادی است. محوریت شادی برای من و فرزندانم شاد کردن دیگران ست.

زندگی خوب در نگاه شما چیست؟

زندگی خوب زمانی محقق میشود که سطح توقعات خود را پایین بیاوریم و به اصل زندگی بپردازیم. در حوزه ی زندگانی خودمان باشیم، بیشترین پریشانی که برای زندگی ما پدید می آید این است که از حوزه ی خودمان خارج میشویم. ما همواره در حال سرک کشیدن به حوزه ی دیگرانیم. ۱- حریم خودمان را بشناسیم. ۲- در حوزه ی فکری خودمان زندگی کنیم و نیازی نیست در همه جا صاحب نظر باشیم. و از دغدغه ها و چالش های بیهوده دوری کنیم.

آیا خودتان را شخص موفقی می دانید؟ و ذهنیتی که از خودتان داشتید، برآورده شده است ؟

بله خودم را موفق میدانم. من در کنار همسرم توانستم درس بخوانم و فرزندانم را پرورش دهم و بازمانده از تحصیل نیستم. خودم را با خودم و نه با دیگران مقایسه میکنم و سعی کردم به اهدافی که داشتم برسم.

خودتان را چطور شناختید ؟

خودم را نزد خودم بسیار کوچک فرض کردم . همواره خواستار رضایت حضرت حق بوده ام . در زندگی اعتدال را رعایت کرده ام و خودم و دیگران را اذیت نمیکنم . یک انسان کاملا معمولی هستم،با یک نگاه معمولی و ترکیبات ساده.

سخنی با بانوان سرزمینتان دارید ؟

اولویت اول بانوان باید کسب مهارت باشد. این مهارت ها میتوانند علمی، هنری، ورزشی، همسرداری و فرزندپروری و… باشد . بانوان عزیز لطفا یک لحظه هم از آموزش باز نمانید.

تعریفتان از این کلمات:

زن :

ریحانه، گلی خوشبو و خوش رنگ ولی شکننده

زندگی :

کلمه بسیار زیبایی ست و لبخند به لب می آورد، ولی تلاشمان باید زندگانی باشد نه زنده مانی

عشق:

در وجود خانم ها موج میزند، در هر نقشی که دارند چه به عنوان دختر، همسر و مادر

موفقیت:

انسان برای رسیدن به موفقیت نباید زیاده خواه باشد، بلکه واقع بینانه پله های آرامش را طی کند و قدم هایش کوتاه و آهسته و پیوسته باشد.

خوشبختی :

دور قلبم حصاری کشیدم و دری بر آن نهادم و خودم نگهبان در شدم تا به غیر از خدا کسی را به قلبم راه ندهم. خوشبخت کسی ست که قلبش جایگاه حضرت حق است و رنگ و بوی خدایی دارد.

سخن آخر …

از مرداب پرسیدند چقدر تیره ای ؟ و از رودخانه پرسیدند چقدر شفافی؟ رودخانه گفت: چون گذشتم. اگر گذشت داشته باشیم شفاف و سرزنده و درخشان خواهیم بود وگرنه چون مرداب گندیده و رذایل اخلاقی در وجودمان نفوذ خواهد کرد…..

 

“رسانه اجتماعی بانوی طلایی” از داشتن اعضای فعال و دلسوزی همچون شما به خود افتخار میکند و برایتان آرزوی موفقیت های بیشتر دارد.