4.8/5 (103)

خانم دارابی لطفا یک بیوگرافی مختصری از خودتون برای ” مخاطبان رسانه بانوان طلایی” بفرمایید؟

بهنازدارابی هستم.لیسانس معماری دارم و به ورزش علاقه زیادی دارم و چندین سال هست که کوهنوردی انجام می دم و البته دوچرخه سواری هم همینطور.. نقاشی می کشم که کارهای نقاشیم تعدادیش داخل پیج اینستام هست .. اخیرا هم شنا به رزومه ورزشیم اضافه شده که در حال آموزش دوره غریق نجاتی هستم ..

چه چیزی باعث شد که به نقاشی علاقه مند بشید؟

فکر می کنم علاقه من رو اول از همه مادرم متوجه شد و منو خواهرم رو به اتفاق هم اول کلاس نقاشی فرستاد و من اونجا متوجه شدم که چقدر علاقه دارم و بعد اون ادامه دادم و علاقه خیلی زیادم رو به خانوادم نشون دادم و کلاسم رو ادامه دادم. یادم میاد استادم می گفت، مراحل یاد گیری نقاشی رو باید به ترتیب بگذرونیم و رنگ روغن مرحله آخر بود اما من انقدر بهشون اصرار کردم که منو زودتر از بقیه فرستادن رنگ روغن و دیدن که می تونم از پسش بربیام، از همون زمان یعنی ۱۳ سال پیش که انجام دادم شدیدا عاشق این کار بودم اما بعد به علت شرایط مختلفی که برام پیش اومد مثل مدرسه و درس و مشغولیات زندگی نتونستم جزو اولویت هام قرار بدم اما خب تو این مدت هم پراکنده باز کارهایی انجام می دادم که خیلی هاش هم بخاطر رشته تحصیلیم بود و ما واحدی به اسم طراحی داشتیم. من هر بار که نقاشی می کردم وارد دنیایی دیگه می شدم ، از بس که برام لذت بخش بوده و هست، از سال ۹۵ تصمیم گرفتم که جدی به این حرفه ادامه بدم و دیگه متوقف نکنم.

نقاشی رو با چه سبکی ادامه دادید؟

در سبک ها اول رنگ روغن  و بعد سیاه قلم و گواش و مدادرنگی کار میکنم، برای طراحی از سبک های دیگه هم استفاده می کنم اما به نظر در زمینه رنگ روغن خیلی بیشتر میتونم فعالیت داشته باشم و اثر زیبایی ایجاد کنم ، چون علاقه من بیشتر به این سبک است.

این نمونه ی کارم سفارشی بوده. اولین فروش همین کارم بوده به قولی اولین دشتم از هنر.

 

ایده های نقاشیتون از چه طریقی بدست میارید؟

من ایده هام معمولا از طریق علاقه ام و به نوعی ارتباط برقرار کردن با کودک درونم بدست میارم. به نظرم اون قسمت از ذهن که مربوط به خلاقیت میشه مربوط به کودک درون هست و اینکه چقدر تونسته باشیم باهاش ارتباط برقرار کنیم. من با کودک درونم ارتباط خیلی خوبی دارم.

 

چه حسی نسبت به فروش کارهاتون داشتید؟

حسم اولش خیلی خوب بود از اینکه هنرم رو دارم در اختیار دیگران قرارمیدم و بابتش پول در میارم، اما دقیقا بعد از کشیدنش و زمان تحویل اون حس خیلی عجیبی داشتم یک دفعه دلم گرفت. حتی دیگه پول و فروش کارهام اصلا برام مهم نبود. حالم واقعا بد شد، انگار یک تیکه از وجودمو داشتن می بردن. کلی سفارش کردم که مواظبش باشن که خراب نشه. احساس کردم انگار در حقم ظلم شده.و البته بعد اون هم یه فروش دیگه داشتم،که دومی رو راحت تر تونستم بفروشم.چون طرف رو می شناختم و از بابت نگهداریش مطمئن بودم ولی باز به فکر همین کارم بودم. باز چند وقت یک بار عکسشو نگاه می کنم .درواقع با همه ی نقاشی هام رابطه برقرار می کنم. یادم میاد یک تابلو جنگل کشیده بودم البته خیلی بچه گانه بود. الان نگاهش می کنم خندم می گیره ولی نسبت به سن اون موقم واقعا خوب کشیده بودم.که به عنوان هدیه ازدواج به دختر عموم دادم. درواقع به نقاشی هام بعد از تموم شدنشون یک تعصب خاصی می گیرم.

همه ی نقاش ها این نوع وابستگی رو دارید؟

فکر می کنم داشته باشن نمی دونم. فکر می کنم کلا هر شخصی که به نوعی باهنر سروکار داشته باشه این حس هارو داره.  منم دقیقا این نوع از حس رو بعد از اون کار سفارشی متوجه شدم و با یه قسمت دیگه از وجودم آشنا شدم.شاید باورتون نشه ولی هدیه ای که ۱۳ سال پیش به یکی از اقوام دادم هنوز یادمه اصلا از یادم نمیره.

 

برای کشیدن هر تابلو چقدر زمان صرف می کنید؟

بستگی به نوع تابلوش داره، بعضی هارو یک روزه یا حتی چند ساعته می کشم و بعضی هم حتی ممکنه چند ماه طول بکشه، مثل همون تابلو که تقریبا ۶ ماه زمان برد. البته رابطه خیلی مستقیمم با حس و حالم و مدت زمانی که کار میکنم داره. حتما قبل نقاشی باید با همه وجود بخوام و بکشم و گرنه اصلا سمتش نمیرم. بعضی وقت ها پیش اومده که آنقدر تو وجودم حس نقاشی کشیدن زیاد بود که شب تا صبح بیدار بودم و کار کردم.من عاشق این احسام هستم، خیلی حسه خوبه.

 

همچنان درحال آموزش هستید؟

نه. الان خودم ازحس درونی ام نقاشی می کشم. البته من همیشه در حال یادگیری هستم و خواهم بود، اما اینکه کلاس نقاشی شرکت کنم که در حال حاضر نه، اما علاقه دارم و قراره با یک استاد خیلی حرفه ای در ارتباط باشم تا بیشتر پیشرفت کنم. هدفم هست هر چه بیشتر و بیشتر به این کار ادامه بدم و کاری کنم که همه جا بدرخشم .

 

برای آینده ی هنریتون چه برنامه ای در نظر دارید؟

اون طوری که دوست دارم زندگی کنم، اول مشخص می کنم که  چه چیزی از زندگی می خوام، بعد بر اساس اون ایده پردازی می کنم که ببینم چطور می تونم به بهترین شکل و با توجه به توانایی هام اون رو انجام بدم. در نهایت بتونم با کمک گرفتن از همه ی این ها از زندگی ام لذت ببرم.
از طرفی هم برای استعداد های درونی ام ارزش زیادی قائل هستم و معتقدم استعداد باید پرورش داده بشه و به نمایش گذاشته بشه و اگه من این کارهارو انجام ندم، نمی تونم بگم آدم خوشبختی هستم و بعد چیزی جز حسرت برام نمی مونه، پس باید تا می تونم به کار بگیرمشون و ازشون لذت ببرم. زندگی واقعی به نظر من یعنی همین.
برای هنرم  قصد دارم اگه خدا بخواد نمایشگاه بزنم و خیلی هدفمند کار کنم و برای شغلم هم استقرار و استقلال مالی  داشته باشم.
در زمینه ورزش  به عنوان سلامتی و هم تفریح دوست دارم همیشه تو زندگیم باشن.

 

فعالیت ورزشی و رو ازکی شروع کردید؟

سال نود یا نود و یک بود که دوچرخه سواری رو شروع کردم  و کوهنوردی رو به صورت حرفه ای انجام میدم و البته به خاطر همین موضوع و برنامه های سنگین رو رفتن دچار زانو درد شدم  و شنا در حال آموزش هستم و قصد دارم در آینده نزدیک مدرک مربی گری و کارت غریق نجاتی رو بگیرم انشاالله

با این همه فعالیت احساس خستگی نمیکنید؟

نه اصلا. من عاشق این فعالیت ها هستم. بعضی وقت ها به خودم می گم انگار آفریده شدم که فقط فعالیت داشته باشم.حتی طاقت ندارم یک روز تو خونه باشم، اگه اون روز بیرون نزنم دیونه میشم نقاشی و شنا از حرفه هایی هستند که خیلی علاقه بهشون دارم.

چه توصیه ای به خانم های کشورمون دارین؟

به نظر من خانوما باید قدر خودشون رو خیلی بدونن و برای خودشون ارزش زیادی قائل بشن و بابت رسیدن به اهدافشون حتی شده بجنگن و به اون ها دست پیدا کنند. ما نباید تسلیم خواسته های دیگران بشیم و حتی شده برای یک بار واقعا زندگی کنیم. همه چیز از خود ما آغاز میشه.

 

تعریفتون از کلمات زیر بفرماید.

زن

مظهر زیبایی و توانایی ..

زندگی

 تعریف زندگی رو یک عکس میگم

 

موفقیت

موفقیت یعنی بدست آوردن شادی و لذت واقعی بردن از زندگی

عشق

عشق از نظر استرنبرگ شامل سه بعد شوریدگی، صمیمیت و تعهد است. هر یک از این ابعاد سه ضلع یک مثلث را تشکیل می‌دهند و «مثلث عشق» استرنبرگ را می‌سازند. از نظر استرنبرگ سه بعد عشق، به ندرت در فردی به طور مساوی جمع می‌شود و با توجه به میزان وجود هر یک از این ابعاد روابط عاشقانه متفاوت است. از دیدگاه جامعه‌شناسی نیز در بسیاری از روابط، ما شاهد تبلور یک و یا دو ویژگی از ویژگی‌های مطرح شده، به‌طور مجزا هستیم که متاسفانه به خطا عشق گفته شده‌اند.

خوشبختی

خوشبختی چیزی هست  که به نظرم هر کس خودش باید تلاش کنه تا بهش برسه و برای هرکس می تونه متفاوت باشه .من نباید هیچوقت منتظر باشم کسی بیاد و من رو خوشبخت کنه ،به نظرم این خیلی اشتباهه. خوشبختی هر کس دست خودشه و اینطور به نظرم معنا میشه که هر کس اون طوری که دوست داره و براش لذت بخشه. البته لذت های سالم و نه لذت های آسیب زننده انجام بده و این یک احساس کاملا درونیه نه بیرونی.

 

خانم بهناز دارابی رو چطور شناختین؟

من عاشقشم. در حقیقت از زمانی عاشق خودم شدم که پی به توانایی هام بردم من عاشق خودمم چون تا زمانی که خودمو دوست نداشته باشم نمی تونم دیگرانم دوست داشته باشم البته شاید بگید خودشیفتم ولی قول می دم این خودشیفتگی به کسی آسیبی نزنه.

 

حرف آخر …

عاشقتونم، من وقتی متوجه بانوی طلایی شدم و اینکه موسسه ای هست که از خانومای ایرانی حمایت می کنه از صمیم قلبم خوشحال شدم. راستش خیلی ذوق کردم مرسی که هستید.  ان شاالله که بتونیم روز به روز مفیدتر باشیم .

امیدواریم که در بانوی طلایی شاهد موفقیت های شما باشیم.

 

امتیاز به بانوی شرکت کننده | ابتدا ستاره های مورد نظر را انتخاب کرده و بعد روی دکمه ثبت امتیاز کلیک کنید. توجه کنید بعد از ثبت امکان تغییر امتیاز وجود ندارد.