4.63/5 (43)

خانم جمشیدی عزیز لطفا بیوگرافی مختصری از خودتون برای مخاطبان “رسانه اجتماعی بانوی طلایی” بفرمایید.

من آناهیتا جمشیدی هستم‌. فارغ التحصیل مهندسی معماری. چند سالی هست ترانه مینویسم و البته گونه‌های دیگر نوشتن رو پیش از اون شروع کردم. نزدیک به دو سال دبیر اولین دوره کانون شعر و ادب در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد بودم.  و البته دوره ای هم به دلیل علاقه زیاد به گویندگی در رادیو، دوره گویندگی و فن بیان زیر نظر خانم فرزانه معصومیان، گوینده با سابقه رادیو، گذروندم، و در تعدادی تست شرکت کردم که تونستم به مراحل بعدیشون هم راه پیدا کنم.
در ادبیات، رمان نویسی، مینیمال، فیلمنامه نویسی و تا حدودی ژورنالیسم رو هم تجربه کردم.

چی شد که شروع به شعر نوشتن کردید؟

شروع شعر نوشتن من به این صورت بود که وقتی آلبوم «ساعت فراموشی» آقای رضا یزدانی رو گوش دادم، آنقدر توجه ام جلب ترانه‌های متفاوتش شد، که منم نشستم تحت تاثیر ترانه ایشون ترانه نوشتم.

بیشتر این شعر و ترانه هاتون از چی تاثیر میگیره و بیشتر برای چه سنی و چه قشری هست؟

بیشتر برای بزرگسالان هست و درباره مسائل عاشقانه و اجتماعی، هر دو رو مینویسم،

برای ترانه گفتن بیشتر از چه چیزی الهام می گیرید؟

بخش خیلی زیادیش قوه تخیل هست که خودش داستان پردازی میکنه. بخش دیگر هم تاثیر پذیری از اشعار دیگر افراد، از حافظ و سعدی گرفته تا شاعران معاصر، تاثیر از فیلم و رمان ها و حتی زندگی افراد در دنیای حقیقی.

ترانه هاتون به مرحله اجرا رسیده؟

به طور رسمی هنوز نه، اما به تازگی با چندین نفر برای همکاری و اجرا صحبت کردم، که انشاالله به زودی کارها به اجرا برسن.

براتون مهم هست که چه کسی بخونه و چطور به اجرا برسه

بله قطعا خیلی مهمه، و اینکه تا الان هم به اجرا نرسیدن بخشیش به همین دلیل بوده.

ترانه هاتون به مناسب چه سبکی هستند؟

ترانه‌هام مناسب سبک پاپ هستن

مرگ یعنی بگذاری برود از پیشت
تو بمانی و تمنای وصالش باشد
مرگ یعنی دل خود را به دل او ندهی
“بغل” تو همه شب فکر و خیالش باشد
.
مرگ یعنی دل تو سخت به او دل بسته
دل او از همه ی عاطفه ها بیزار است
مرگ یعنی که کسی عشق تو دارد، اما
حس یک نفرت بد توی دلت بیدار است
.
گاه شاید وسط مهلکه باشی، آن وقت
مرگ یعنی دلتان با دل هم سخت یکی ست
مرگ یعنی بروی تا قدم آخر عشق
و بگویند: “بمان! وصلتتان قسمت نیست…”
.
#آنا_جمشیدی

 

درباره فعالیت های دیگه اتون برامون بفرمایید؟

بین سالهای ۹۳ تا ۹۵ یک رمان نوشتم به اسم گمراهی، که تا حدودی اجتماعی و عاشقانه بود. به صورت اینترنتی منتشر کردم و بازخوردهای خوبی از جانب مخاطبینم گرفتم.

به جز ترانه، شعر و رمانی هم مینویسید؟

شعر بله، اما برای رمان جدید مدتهاست ایده و طرحهای مختلف در ذهنم هست، اما هنوز ننوشتمون.

شعر هاتون و ترانه هاتون چقدر به روحیه شما نزدیک هستند؟

از اون جایی که سعی میکنم فقط چیزی رو بنویسم که بهش اعتقاد دارم، مفاهیم و جهان بینی در ترانه ام و قالبهای دیگه‌ ای شعرهایی که مینویسم، به هم نزدیکند. در ترانه خیلی راحت‌ ترهستم و واقعا جنونی که در ترانه دارم در دیگر نوشته هام ندارم، با ترانه بیشتر احساس نزدیکی میکنم

از شعر ها و ترانه هاتون نقده شده؟

بله. در گذشته توسط دوستانم که دانش ادبی دارند، و این روزها در خانه ترانه هم توسط افرادی مثل روزبه بمانی، مهدی ایوبی، صابر قدیمی، و دیگر ترانه‌سراهای زبردست نقد شدم و میشم

وقتی که از ترانه هاتون نقد میشه در روحیه تون تاثیری گذاشته؟

اگر کارم ایرادی داشته و این عزیزان بهش اشاره کردن، نقدهاشون به جا بوده و در اکثر مواقع باهاشون موافق بودم، و برام بسیار خوشحال کننده ست که این فرصت رو دارم تا بزرگترین ترانه‌سراهای کشورم کارهام رو بشنوند و راهنمایی ام کنند.

به جز ترانه سرایی و نویسندگی به کار دیگه ای هم مشغول هستید؟

همونطور که گفتم شغل دیگه هم داشتم، ولی بی ارتباط به فرهنگ و هنر بوده، و البته رشته معماری، مربوط به رشته ام شغلی نداشتم. در واقع بیشترین تمرکزم روی نوشتن بوده. اما سعی کردم به کارهای دیگه‌ای که بهشون علاقه دارم، مثل نقاشی، تدوین، ساخت پادکست و … هم بپردازم. اما چون بیشتر جنبه شخصی داشتن و حرفه‌ای نبوده، قابل گفتن نیستند.

آیا قبل از سرودن ترانه، تجربه نوشتن شعر در قالب های دیگری را هم داشتید؟

بله، به فاصله‌ی خیلی کم، شعر سپید رو زودتر شروع کردم

همین جوری که رو به روت نشستم
یه راهو بینمون دیوار کردی
با این که صد دفعه جنگیده بودیم
بازم بی‌رحمیتو تکرار کردی

واسه من که خودم آواره بودم
روی مخروبه‌ها خونه کشیدی
چی دور خونه‌مون دیدی که تا سقف
جلو هر پنجره دیوار چیدی؟

می‌جنگم که تهش بازنده باشم
تو مشتاق همین دیوونگیمی
خودت دنیامو می‌سازی که بعدش
نفهمم باعث ویرونگیمی

میون ما دو تا مسریه این حال
تو رگهامون به جای خون جنونه
حالا که وارثی جز هم نداریم
بذار دیوونگی از ما بمونه

مگه تو متن این اوج و فرودا
به جز دیوونگی چی از تو دیدم؟
واسه اینکه از این دیوونه‌تر شی
به من باشه همه دنیامو میدم

آنا جمشیدی

ترانه هایی که گفته میشه و به مرحله اجرا میرسه باید چه اصولی رو رعایت کنند تا کیفیت ترانه ها بهتر بشه؟

در مورد اصول ترانه‌سرایی، ملاک ترانه‌هایی که امروز به اجرا میرسند نیستند، چرا که اکثر اون ها که اتفاقا در بازه‌ای هیت هم میشن، از نظر ترانه‌سرایی دارای اشکال هستند.

با مطالعه و افزایش دانش موسیقی و ادبیات به طور همزمان، و استفاده از دانش و تجربه‌ی افرادی موفق در این دو زمینه، مثل شرکت در جلسات نقد ترانه، و تمرین و تمرین میشه به مرحله درستی از ترانه‌سرایی رسید.

مشکلاتی که در ترانه های امروزی وجود داره اصولا چی هست ؟

نداشتن شاعرانگی، تکرار مکررات، حتی گاهی اوقات به کار بردن عباراتی که بیشتر مناسب ادبیات کوچه و خیابونی هست  تا ترانه، اشکالات این آهنگهاست. مثلا من تو یک آهنگی از یک گروهی که جدیدا مطرح شدن شنیدم که میگن: «ترمز بریدی»، ترانه‌هایی که شأنی برای ادبیات و مخاطب قائل نیستند و در واقع گوش دادن بهشون نه چیزی به ما اضافه میکنه، و نه حتی برای لحظه ای ما رو به فکر وا میداره.

افرادی که به این حرفه علاقمند هستند چه پیشنهادی به این افراد دارید؟

بنظرم کسی که علاقه واقعی داره و تحت تاثیر جو قرار نمیگیره و توهمِ علاقه نداره، خودش میره دنبال کار خوب. سره رو از ناسره تشخیص میده و درگیر ادبیات سطحی نمیشه. مساله این هست که شخص فعال در ترانه از درون دغدغه‌ ی کار خوب رو داشته باشه، که متاسفانه الان خیلی از بچه هایی که دستشون تو کار هست، بیشتر دغدغه‌ی سر و صدا راه انداختن و شهرت دارند. به خصوص افراد تازه کار موسیقی.

افرادی که علاقمند به ترانه و یا هر هنر دیگری هستند، اول باید یک مدت در این زمینه واقعا تلاش کنند، در جلسات شرکت کنند، مطالعه داشته باشند، در این مرحله اگه علاقه اولیه شون فروکش کرد، یعنی دچار یک تب بودند، اگر علاقه شون بیشتر شد، تلاشها هم باید دو چندان بشه، حتما باید به جهان بینی خاص خودشون دست پیدا کنند، خودشون رو در معرض نقد توسط افراد ماهر قرار بدن و از همه مهمتر این که هرگز چیزی رو که خودشون بهش اعتقاد ندارند ننویسند. صداقت در نویسندگی خیلی هائز اهمیته.

و همچنین درگیر حاشیه‌ها و افکار سطحی نشن، و عمیق به ترانه نگاه کنند

 

برای اینکه در این حرفه رشد و پیشرفت بیشتری داشته باشید چه کار هایی میکنید و اصولا چه کتاب هایی مطالعه میکنید؟

به طور کلی در زمینه‌های مختلف مطالعه میکنم، ولی برای ترانه، شعر کلاسیک رو دوست دارم. مصاحبه‌های ترانه‌سراهای خوب رو هم با دقت میبینم و میخونم، حتی اگه مصاحبه قدیمی باشه.

ترانه‌هایی که گوش میدم برام مهمه خوب باشن حتس اگه ترانه‌سراش مطرح نباشه. متفاوت، شاعرانه، و البته سیاه‌نمایی نداشته باشن، کارای با کیفیت که صداقت داشته باشن و به دور از شعارزدگی.

هدفتون برای اینده هنریتون چی هست؟

فعلا هر چه بهتر نوشتن، اجرا شدن ترانه‌ها و در آینده چاپ کتاب

خانم آنا جمشیدی رو چطور شناختید!؟

احساساتیِ، تصمیم‌ گیرنده، و با منطق، و به دنبال شکستن مرزها

تعریفتوت از کلمات زیر چی هست؟

زن، زندگی، عشق، موفقیت ، و خوشبختی

بنظرم نمیشه با چندتا جمله این کلمات رو تعریف کرد. به جز خوشبختی که در داشتن آرامش میبینمش

حرف آخر….

ممنونم از شما و برگزارکنندگان مسابقه بانوی طلایی. امیدوارم دایره‌ی فعالیت و موفقیت بانوانمون گسترده‌ تر بشه

 

امتیاز به بانوی شرکت کننده | ابتدا ستاره های مورد نظر را انتخاب کرده و بعد روی دکمه ثبت امتیاز کلیک کنید. توجه کنید بعد از ثبت امکان تغییر امتیاز وجود ندارد.